به گزارش مفدامشهد، حمید دهقانیان، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت روز کتاب، کتابخوانی و کتابداری، کتاب خودشناسی را معرفی میکند، که این معرفی بدین شکل است؛
کتاب"خودشناسی" از "آلن دوباتن" به سفری در ژرف ترین و دور افتاده ترین گوشه های وجود بشر میپردازد و مخاطب را مجهز به ابزاری می کند که به شناخت شخصیت هر فرد توسط خو او کمک میکند. کتاب"خودشناسی" به واسطه ی علم روان شناسی، در ذهن همه ی خوانندگانش این واقعیت را نمایان می کند ذهن اساسا به دو بخش آگاه و ناخودآگاه تقسیم می شود؛ یعنی اتفاقاتی که بی واسطه در دسترس شخص است و چیزهایی که در سایه های ذهن شکل می گیرد، یعنی اتفاقاتی که ممکن است به شکل علایم بیماری، رویاها، لغزش های زبانی و اضطراب ها، حسرت ها و ترس های فراگیر بروز کند و هر فردی را غافلگیر کند.
"آلن دوباتن" معتقد است خودشناسی آنچنان اهمیتی دارد که فقط بر اساس شناختی دقیق از وجود خود افراد است که می توان تصمیم هایی قابل اطمینان گرفت؛ به خصوص در قلمرو زندگی شخصی و زندگی شغلی. کتابی که در دست دارید ما را به سفری در ژرف ترین گوشه های وجود خودمان می برد و خوانندگان آنرا مسلح به مجموعه ای از ابزارها می کند تا بتوان ابعاد شخصیتی را به درستی شناخت.
کتاب خودشناسی شامل شش بخش است.
فصل اول: از خود بی خبری
فصل دوم: تعمق فلسفی
فصل سوم: هویت عاطفی
فصل چهارم: روراستی و طفره روی
فصل پنجم: قضاوت در باب خویشتن
فصل ششم: شک گرایی عاطفی
در بخش اول با عنوان از خود بیخبری که در واقع در حکم مقدمه کتاب است نویسنده سعی کرده خودشناسی را بهعنوان اصلی که در زندگی بسیاری از ما انسانها کمرنگ است و نادیده گرفته شده مطرح کند.
در پنج بخش بعدی آلن دو باتن تلاش کرده تا روشهای دستیابی به خودشناسی را از پنج طریق ارائه دهد. این روشها عبارتاند از: تعمق در خویشتن، شناخت عاطفی خویش، روراستی با خود، قضاوت خود و شکگرایی عاطفی.
مطالعه هر کدام از فصلها با توجه به سبک نگارش ساده و روان نویسنده در کنار نکات تأملبرانگیزی که در آنها مطرح شده است، میتواند برای هر خوانندهای آموزنده و جذاب باشد. کتاب حجم کمی دارد و در هرکدام از بخشها سعی شده با ارائه تمرینهایی به خواننده کمک شود تا بتواند به هدف اصلی آن بخش که شناخت خویشتن از جنبهای خاص است، دست یابد.
قسمت هایی از کتاب خودشناسی (لذت متن)
گاه فهم دینامیک های سیاره ای در فضا برایمان ساده تر از درک سازوکاری است که در اعماق مغزمان در کار است. - گردوی مغز ما چندان در کنترل خودش ماهر نیست و بابت چیزهای اشتباهی احساساتی یا دچار هراس می شود. - باید بدانیم که عشق شرافتمندانه به خویشتن با خودخواهی فرق دارد: عشق به خویشتن یعنی احساس صحیح احترام به خودمان. - اگر جستجوی مان برای خودشناسی موفقیت آمیز باشد، در نهایت باعث خواهد شد که اذعان کنیم چقدر شناخت کمی از خودمان داریم و شاید حتی هرگز نتوانیم به شناخت کامل و بی نقصی از خودمان برسیم.
بلوغ مستلزم این است که با والاطبعی تمام بپذیریم که با ترابردهای متعددی سر و کار داریم و ملزم هستیم که بکوشیم به شکلی منطقی گره آن ها را باز کنیم. بزرگ شدن یعنی این که با فروتنی تمام دریابیم که چه بسا مدام جنبه هایی اغراق آمیز را وارد موقعیت های گوناگون می کرده ایم، یعنی این که با دقت بیشتر و روحیه ی انتقادی بالاتری خودمان را زیر نظر بگیریم تا این قابلیت را در خودمان تقویت کنیم که در هر موقعیت خاص و لحظه ی خاص با انصاف و بی طرفی بیشتری دست به قضاوت و عمل بزنیم. منظور این است که درباره سرچشمه های مشکلاتمان اندکی درایتمان را بالاتر ببریم و بدین ترتیب، دریابیم که به طور مشخص درباره کدام جنبه های زندگی مان باید مراقبت و دقت بیشتری به خرج دهیم.
عشق به خویشتن تعیینکننده این است که چقدر میتوانیم مستقل باشیم، و چقدر میتوانیم روی ایدههای حلاجیشدهای که ارائه میدهیم پافشاری کنیم و حتی وقتی دیگران آنها را نمیفهمند کماکان به درستیشان باور داشته باشیم. وقتی سطح عشقمان به خویشتن بهقدر کافی باشد، میتوانیم به سهولت به دیگران نه بگوییم؛ دیگر دیوانهوار سعی نخواهیم کرد دیگران را راضی نگاه داریم.
ترجمه های مختلفی از این نوشته ی آلن دوباتن موجود است؛



ارسال نظر